واگویه های ارتفاعی...!!!

امروز به ارتفاع فکر میکردم.دنبال الگویی بودم در گذشته ، که از بالا به محیط مصنوع نگاه کنه.....

ذهنم رفت روی گلدسته های مساجد، بلند ترین نقاط یک شهر ، تماشاگر همه شهر....

مثال این منظر شهری یکدست با گلدسته های برجسته در منظر رو در شهرهای کویری ایران زیاد داریم....

بعد با خودم فکر کردم در معماری یک سکو یا ایوان مشرف به حیاط داشتیم برای تماشای حیات...

دوباره دنبال الگو گشتم....غلام گرد ...در کوشک ها و کاخ ها...

ولی راضی نشدم.

یعنی الگویی نیست که از بالا به منظر نگاه کنه در معماری؟ به محیط ساخته شده نگاه کنه نه به منظر طبیعی.مثل کاخ ورسای ...

یا عالی قاپو...

....

نه ... راضی کننده نیست.

کوشک ها یا بناهای ورودی باغ های ایرانی شاید مهمترین بناهای تماشاگر یک منظر ساخته شده به دست انسان هستند...مثل ورودی باغ فین.

.

اما در گیلان ارتفاع اهمیت زیادی داره.بسیار کاربردیه در ساختمانهای مسکونی. تماشا از بالا ، بالا خانه، تلار...معمول بوده. اما حیاط کاملا ارگانیک. حتی در خانه های اربابی هم استفاده زیاد از هندسه دیده نمیشه...به نوعی گیاهان رها رشد می کنند....

.

یعنی در گیلان الگوی منظرین برای حیات سازی و تماشای آن از بالا نداریم؟! یا اگر داریم به قوت باغ ایرانی نیست....والگوی ارگانیک قوی است...

پ.ن: این مطلب واگویه هایم هست با خودم ...و لزوما درست نیست.بازنده

/ 0 نظر / 9 بازدید