ای مرغ سحر...

ای مرغ سحر عشق زپروانه بیاموز

کان سوخته را جان شد و آواز نیامد

این مدعیان در طلبش بیخبرانند

آن را که خبر شد خبری باز نیامد....

.

غور کردیم در کتابهای مختلف، با نظریات مختلف، خودمان نشستیم زیر نور چراغ و هی غور کردیم و غور کردیم و غور کردیم....یول

اگر دو هفته عقب می افتاد این آزمون ، دانشمند شده بودیم....ولی حیف....زبان

.

این مقوله معماری ، خیلی قضیه پیچیده ایه، هرکسی از منظر خودش یه نگاهی کرده و مبانی نظری داده....

.

دارم به این نتیجه میرسم تنها راه درست همون راهی بوده که معماران قدیممون در سکوت برگزار میکردن....در سکوت . 

ساکت

/ 1 نظر / 11 بازدید
فرحناز

تو سکوت حرفای زیادی هست... خیلی زیاد.......